المحقق الأردبيلي
741
حديقة الشيعة ( فارسى )
كار بردهاند و حصر مذاهب چنانچه بايد ننمودهاند و سيد اجلّ اعظم ابو تراب مرتضى بن الداعى الحسينى رازى رحمه اللّه كه از بزرگان علماى شيعه است كه اگر چه از براى الزام سنيان در كتاب « تبصرة العوام » تعداد مذاهب به روش بعضى از ايشان نموده ، اما در كتاب « الفصول التامه فى هداية العامه » كه بعد از آن به عربى نوشته ، موافق حق ، مذاهب اسلاميه را شمرده . و اين آن سيد عاليقدر است كه در راه مكه معظّمه با غزالى ناصبى در امامت بحث كرده و او را الزام داده است ، كه به نام سيد مرتضى علم الهدى شهرت كرده است . « 1 » مجملا بعضى از علماى شيعه گفتهاند كه آنها كه بعد از پيغمبر خدا به امامت امير المؤمنين عليه السّلام قايل شدهاند هفتاد و سه فرقهاند و باقى از امّتى بيرونند و جمعى بر اينند كه اصول مذاهب اسلاميه هفتاد و سه است و چنانچه اصول و فروع همه آن را بشمارند مذاهب اسلاميه از هفتصد متجاوز است و به هر تقدير ، جميع علماى شيعه كه در قديم بودهاند مذاهب صوفيه را از جمله مذاهب سنّيان گرفتهاند و اكثر سنّيان خود نازش دارند به اينكه صوفيان از ايشاناند و صاحب نسب عالى ابو المعالى محمد بن نعمة اللّه بن عبد اللّه بن على بن حسن بن الحسين بن جعفر بن عبيد اللّه بن الحسين الاصغر بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام در كتاب « بيان الاديان » « 2 » با آنكه تقيه نموده صوفيه را از طوايف سنّى گرفته و زشتى مذهب ايشان را ظاهر گردانيده و در نسخهاى از نسخ اين كتاب كه قريب به زمان مصنّف و از روى خط او نوشته شده بود ديدم كه مىگويند كه آنان كه خود را از اهل سنت و جماعت گويند در فروع دو فرقهاند حاصل كلامش اين است كه يك فرقه اصحاب حديثاند و يك فرقه اصحاب الرّأىاند ، تا مىرساند به جائى كه مىگويد : به اعتبار
--> ( 1 ) . ر . ك كتاب « غزالىنامه » استاد همايى ص 328 . ( 2 ) . بيان الاديان ص 26 چاپ هاشم رضى .